ما از طبیعت الهام نمی گیریم بلکه ما ادامه ی طبیعت هستیم. تا به حال دقت کرده اید که چقدر اکسسوری ها ته مایه ی طبیعت دارند؟ استفاده از گلها و المان های طبیعت و حتی رنگ ها در تولید اکسسوری های مختلف نشان از حضور و تمایل بشر به برخورداری از طبیعت دارد. طبیعتی ساختگی که یادآور میل بشر به زیست در طبیعت واقعی است.
لیدی باگ، نامی است که در خود طبیعت را حمل می کند، حشره ای که بخشی از وجود طبیعت میلیون ها ساله است و اکنون بعنوان نامی برای یک برند اکسسوری مشعول به کار است، این تنها یک نام تصادفی برای یک مجموعه نمیتواند باشدودر درونش داستانی عمیق دارد که پیوندی بین طبیعت ، انسان وزیبایی خلق می کند. اکسسوری ها تنها برای دیده شدن نیستند، برای در تعامل بودن هستند ، تعامل میان انسان ، ماده و جهان بیرون.

ماانسان را بخشی از طبیعت میدانیم نه حاکم آن، نه مصرف کننده ی بی پایانش. اکسسوری های لیدی باگ برای زندگی روزمره ساخته شده اند نه برای ویترین های زودگذر.

اگر کفشدوزک بر روی لباس کسی بنشیند،در فرهنگ اروپایی به معنای رسیدن خبر خوش برای اوست یا برآورده شدن یک آرزو
لیدی باگ دراسطوره های ملل مختلف از شرق تا غرب جهان جایگاهی ویژه دارد و موجودیست در کل خوش یمن و با برکت.
درمسیحیت و اروپا نام این حشره با نام مریم مقدس پیوند خورده است در قرون وسطی داستانی وجود دارد،زمانی که کشاورزان از خدا برای نجات محصولات آفت خورده دعا می کردند، این حشره فرستاده می شد و وجود لیدی باگ با هفت لکه نشان دهنده ی هفت شادی و یا هفت اندوه مریم مقدس بوده است.
در برنامه های مارکتینگ برند از عدد ۷ و هفت لکه ی روی کفشدوزک استفاده ی زیادی خواهیم داشت. یکی از برترین اتفاق ها در این برند ترکیب آن با عدد ۷ است. مثلا ۷ پروموشن در هر فصل و ترکیب عدد ۷ در بسته های خرید منجر به تخفیف های هفت گانه و یا هفت مرحله ی باشگاه مشتریان در برند.
در اسطوره های سلتیک و ژرمن کفشدوزک ها اغلب به خدایان مرتبط با طوفان و یا خورشید نسبت داده می شوند.
درژاپن کفشدوزک نمادشجاعت و خوشبختی است و نکته ی جالب در ژاپن هم تعداد ۷ لکه ی روی کفشدوزک بسیار اهمیت دارد و بالاترین درجه ی خوش شانسی است.
در آمریکای شمالی و در بین برخی قبایل کفشدوزک ها قهرمانانی هستند که در زمان قحطی به مردم کمک میکردند. در تمام تمدن ها اعتقاد به این است که نبایستی به این حشرات پر برکت آسیبی رساند.
در ایران نیز کفشدوزک جایگاهی بسیار خوب در فلکلور دارد، به کفشدوزک زنبورک و یا گاهی خوشه قورباغه هم می گویند و حتی در قدیم در بازی های کودکان نقش داشته است.
داستان بازی هم پرواز و آرزو کردن بوده است درست همانند داستان در اروپا و داستان هفت آرزو.

از منظر مردمشناسی، این نگاه نمادین ریشه در باورهای کهنتر زاگرس دارد؛ باورهایی که در آنها حشرات بیآزار و مفید، جایگاهی محترم داشتهاند. رنگ سرخ کفشدوزک نیز در این فرهنگها با مفاهیمی چون زندگی، خورشید، خون و حفاظت پیوند خورده است. به همین دلیل، آسیب رساندن یا کشتن کفشدوزک عملی ناپسند و نحس تلقی میشده و به کودکان آموزش داده میشده که از آن محافظت کنند.
کفشدوزک بهعنوان نگهبان محصول
در جوامع کشاورزی کرمانشاه، تجربهٔ زیستهٔ مردم نیز به تقویت این باورها کمک کرده است. کفشدوزک بهطور طبیعی دشمن شتهها و آفات گیاهی است و حضور آن به سلامت محصولات کمک میکند. از همینرو، در ذهن جمعی مردم، این حشره بهعنوان «نگهبان محصول» شناخته شده و جایگاهی مثبت و محافظتی یافته است. در این نقطه، تجربهٔ عینی زندگی روستایی با افسانه و باور نمادین در هم میآمیزد.
